no-img
فایلارو

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه هنر – جنسیت و زیبایی شناسی | فایلارو


فایلارو
برگزیده ترین محصولات فایلارو
اطلاعیه های سایت

adsads
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

DOC
دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه هنر – جنسیت و زیبایی شناسی
doc
مرداد ۱۰, ۱۳۹۸
42MB
۵,۰۰۰ تومان ۲,۵۰۰ تومان
0 فروش
۲,۵۰۰ تومان – خرید

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه هنر – جنسیت و زیبایی شناسی


در این پست می توانید متن کامل این پایان نامه را  با فرمت ورد word دانلود نمائید:

چکیده:

این رساله شامل ترجمه فصولی از کتاب «جنسیت و زیبایی شناسی» به تألیف کارولین کورس مایر، استاد فلسفه در دانشگاه ایالتی نیویورک و مقدمه مترجم (شیرین شفائی) می‌باشد.

هر فصل از کتاب به بحث در مورد موضوعات و متفکران مهم در حوزه هنر می‌پردازد و نقش و تاثیر جنسیت در درک ما از مفاهیمی چون خلاقیت، نبوغ و کیفیات زیبایی شناسانه را بررسی می کند. نظریه‌های مربوط به فیلسوفان تأثیرگذاری همچون افلاطون، کانت و هیوم به قصد نشان دادن تأثیر تفکر ایشان بر تحول ایده های فلسفی جنسیتی، مورد ملاحظه قرار می گیرند. نظریه های معاصر با توجه به ارتباطی که با فعالیت های هنری فمینیستی دارند، ذکر شده اند. در پایان هر فصل، خلاصه‌ای از محتویات آن فصل ارائه شده است و این کتاب شامل ۱۲ تصویر می باشد.

مقدمه مترجم نیز شامل خلاصه ای از مفاد کتاب، تاریخچه مختصری از فمینیسم و تاریخ هنر از منظر فمینیسم می شود.

هنرمندان و هنر

مختصری از تاریخ مفاهیم

هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ این ها مفاهیمی هستند که هر کدام در نسبت با دیگری تعریف می‌شوند: اینکه آیا شخصی را یک هنرمند می دانیم یا خیر، تا حدودی بسته به آن چیزی است که او تولید می کند، و اینکه آیا محصولی، یک اثر هنری است یا خیر،‌ بستگی به این دارد که چه کسی آن را تولید کرده باشد.

بگذارید با در نظر گرفتن مفهوم خالق [۱] شروع کنیم: ما به کسی واژه هنرمند را اطلاق می‌کنیم که دست به خلاقیت هنری بزند، خواه این هنر شعر باشد و نقاشی و یا که موسیقی‌، معماری ، مجسمه سازی یا رقص، که البته با ارائه چنین فهرستی از انواع مختلف هنر، در واقع در مورد مواد بحث آشکارا دست به پیش داوری زده ام، چرا که جواب ما ]در مورد اینکه هنر چیست و هنرمند کیست[ متفاوت می بود اگر من شخص قالی باف یا سازنده آثار منبت کاری شده و یا آشپزها را هم اضافه کرده؛ یا شخصی که ریسندگی، بافندگی و یا سفالگری می کند،‌ یا آنکه شیشه گر است یا اثاثیه تولید می کند و یا به صحافی کتاب می پردازد. همانطور که طی این فصل خواهیم دید، اطلاق واژه هنرمند به افراد مشخص، بسته به تغییر مقولاتی که به عنوان آثار هنری شناخته می شدند، در طول تاریخ دستخوش تغییراتی بوده است.

تعریف معاصری که در مورد یک هنرمند وجود دارد از ایده هایی چون خود بیانگری[۲]، تخیل[۳] و خلاقیت جداشدنی نیست، ] ایده هایی[ که هر کدام نشانه نوع خاصی از آزادی هستند که به هنرمند نسبت داده می شود.

امروزه اغلب هنرمند را زاده یک روح آزاد، و ] دارای شخصیتی[ خود رأی که خود را محدود به قواعد اجتماعی و یا قوانین بی روح جامعه نمی کند، می دانند. در بهترین حالت، این آزادی ] آزادگی[ ممکن است که مشخصه ای برای نبوغ باشد، هر چند اصالت نبوغ اغلب دچار بدفهمی می‌شود مگر گذشت زمان حکم صحیح را در مورد آن عرضه کند. بنابراین چنین نگرشی نسبت به هنرمندان، اغلب آن‌ها را به مثابه افرادی که از نظر عاطفی، منزوی و تنها هستند، تصویر می‌کند.

در این فصل از اصل بنیادین و چارچوب مفهومی ای پرسش می کنیم که به چنین تصور همگانی ای از هنرمند شکل داده، تا بتوانیم تعیین کنیم که چرا زنان اندکی در فهرست نوابغ هنری شناخته شده، به چشم می خورند.

در واقع، خصوصاً در دوره های مشخصی از تاریخ، حتی تصور زنان به عنوان هنرمندانی کاملاً مستقل که فقط به خاطر خلاقیت صرف دست به خلق آثار هنری می زنند، امری دشوار محسوب می شده است.

دلیل این امر چیست و این موضوع چه چیزی را در مورد نقش تمایزات جنسی در مفاهیم مربوط به خلاقیت نشان می دهد؟

مورخان، تحقیقات قابل توجهی در باب این نوع محروم سازی ها کرده اند، ] محروم سازی‌هایی[ که در دوره های مشخصی از تاریخ، زنان را از ورود به رشته های مختلفی مانند نقاشی، مجسمه سازی یا تألیف موسیقایی منع کرده و پیشرفت و اشتهار آن‌ها را در زمینه هایی چون ادبیات مختل کرده‌اند. ]۱[ هر چند تمرکز ما اکنون مشخصاً در مورد عدم وجود امکان تحصیل یا دیگر موانع و نواهی اجتماعی نیست؛ این ها مواردی فرعی هستند که با گذشت زمان و پیش آمدن موقعیت های متفاوت تغییر کرده‌اند.

پیشنهاد ما برای شما  تحقیق بررسی سلامت عمومی و رضایت شغلی در کارشناسان مرکز بهمن موتور

در اینجا بیشتر متوجه ماهیت پایه ای مفاهیمی هستیم که فلسفه هنر و قواعد زیبایی شناسی را شکل می دهند، چارچوب های نظری که اعمال اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. در اینجا ما همچنین، تفاوت های جنسی و مفاهیم دشواری مانند «تأنیث[۴]» و «تذکیر[۵]» را در خواهیم یافت.

مبانی مفهومی

جستجو در مورد اینکه مسأله جنسیت چه نقشی در زیبایی شناسی ایفا می کند، نیازمند ]‌بیان[ مقدمه ای می باشد: مروری بر مفروضاتی بنیادین در مورد طبیعت بشر و اینکه چه چیزی دست یابی به فرهنگ و تمدن را ممکن می سازد.

هنر پدیده ای است که در بردارنده عناصر فرهنگی قابل توجهی می باشد، و بهترین هنرها، آن هنری است که نشانگر واکنش‌ها و دیدگاههای مختلف در مورد زندگی آدمی و معنای آن باشد.

افرادی که به هنرهایی با ارزش های عمیق و ماندگار مشغول هستند، چه این هنر طنز باشد یا تراژدی، کمدی، والا و یا زیبا ، باعث افتخار خاصی هستند و توانسته اند سطحی،‌ رفیع و دشوار از دست آوردهای بشری را تجسم بخشند.

مفهوم هنرمند خلاق[۶] بر پایه عقایدی استوار است که مشخص کننده کیفیاتی در نوع بشر هستند که به او توانایی رسیدن به بالاترین سطوح فرهنگی را می‌دهند؛ بنا به سنت قدما، عقلانیت، توانایی ضروری و ذهنی و اساس دست آوردهای بشری به طور کلی می باشد.

دیدگاههای مختلف فمینیستی در مورد عقل و عقلانیت در تمام حوزه های فلسفی بیان شده اند، گرچه در حوزه زیبایی شناسی کمتر از آنچه انتظار می رود به چشم می خورند، احتمالاً از آنجا که هنر و ارزش های زیبایی شناسانه اغلب و به سادگی با زمینه های «غیرعقلانی[۷]» روح بشر، چون شهود، تخیل و احساس ارتباط دارند. ولی در عین حال تسلط بر چنین فعالیت های ذهنی ای، که الهام را از امور بی معنی و رویکرد زیبایی شناسانه را از بی قاعدگی صرف متمایز می کنند، مستلزم ذهنیتی منظم و محکم است و اعتقاد سنتی بر این است که چنین ذهنیتی در قابلیت های عقلانی ما ریشه دارد.

مفهوم قوه مستقل عقلی ای که بشر را از حیوان جدا می کند و به موجب آن طبیعت ذاتی انسان توصیف می شود، نفوذ گسترده ای در نظریه های غربی در مورد معرفت، اخلاق، سیاست، طبیعت انسان و فرهنگ دارد؛ در واقع، هیچ محدوده ای از فلسفه از تأثیرات بلند آن مستثنی نبوده است.

این ] مفهوم[ همچنان یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم نظری است که به اشکال متفاوت، در حوزه های مختلف عمل می کند، ] مفهومی [ که نه تنها تعدیل کننده تفاوت های جنسیتی است بلکه به طور کلی تعیین کننده جایگاه گروههای فرعی اجتماعی نیز می باشد.

عقلانیت در شکل گیری ایده خلاقیت و توانایی کسب دانش در مهارت های هنری،‌ و همچنین برای خود مختاری ذهن که از ملزومات نوآوری و ابتکار می باشد، اهمیت ویژه‌ای دارد، هر چند ]اهمیت آن[ غالباً آشکار نیست.

در ابتدا به ملاحظاتی کلی می پردازیم: از لحاظ سنتی، عقل به عنوان قوه و استعداد ذهنی‌ای شناخته می شود که باعث تمایز بین اعمال انسانی و اعمال غیرانسانی می شود.

این یک کلی گویی توصیفی و اصولی است، چرا که اعتقاد بر این واقعیت است که تنها بشر قادر به تجربه عقلانیت می باشد. به عبارتی بشر به موجب چنین قوه ای از قوانین طبیعت فرار می کند و قادر به ساخت فرهنگ ها و تمدن ها می شود، و با به کار انداختن این درجه از اختیار زندگی خود را به پیش می برد، اختیاری که حیوانات دیگر فاقد آن می‌باشند. پس مفهوم عقل دارای نوعی بار ارزشی نیز است: چنین خصوصیتی ، نه تنها یک ویژگی ضروری برای انسان است که او را از لحاظ معنوی به عنوان یک انسان تعریف می‌کند بلکه بهترین خصوصیت و کیفیت ما نیز می باشد،‌ ویژگی ای که امکان دست یابی به دست آوردهای هنری، انتخاب اخلاقی و معرفت علمی را میسر می‌سازد.

پیشنهاد ما برای شما  دانلود پایان نامه کارشناسی رشته معماری درباره روستای سرآسیاب

این ادعاهای کلی در مورد عقلانیت راجع به تمام انسان ها – زن، مرد، گذشته، ‌معاصر، آشنا و بیگانه – صادق است.اما همچنان : مدارج مختلفی از عقلانیت به کرا‎‏ت در شکل دهی تفاوت های اجتماعی مؤثر بوده‌اند، و همین مدارج مختلف، در دوره های تاریخی مشخصی، برتری “طبیعی” بعضی انسان ها را بر دیگران به اثبات رسانده است، برتری ذهنی و فطری ای که به سلسله های قدرت، آموزش و شئون ] مقامات[ اعتبار بخشیده است.

چنین برتری ای به هیچ وجه محدود به برتری مردان نسبت به زنان نبوده؛ تلاشی که به عنوان مثال برای توجیه برده داری، می شود و وجود اندیشه های مبتنی بر وجود طبقات و تفاوت های اقتصادی و اجتماعی در جوامع، همگی وجود ایده ای مبنی بر برتری گروهی بر گروه دیگر را در عمل به اثبات می رسانند.

برای توضیح تفاوت های جنسیتی در مورد نقش ها و توانایی های اجتماعی، ذکر چنین استدلالاتی به صورت استوار و نظام مند لازم است چرا که در شماری از حوزه های نظری، عقلانیت به عنوان ویژگی مهمی شناخته می شود که باعث ترفیع جنس مذکر بر جنس مؤنث در نوع بشر شده است. این بدان معناست که بگوییم، هر چند زنان هم دارای قوه عاقله می باشند و لیکن از این قوه نسبت به مردان استفاده کمتری می کنند، بنابراین، از منظر بسیاری از نظام های فلسفی و مذهبی تأثیرگذار، زنان کمتر قادر به حکومت بر نفس خود هستند و به همین جهت در تمامی شرایط، از زندگی در خانه گرفته تا سیاست به عنوان زیردست طبیعی مردان شناخته می شوند.]۲[ نقش دوگانه عقل – که نه تنها تفاوت بین انسان و غیر انسان را مشخص می کند بلکه متمایز کننده افراد مختلف بشر از یکدیگر نیز است منجر به ایجاد دستگاهی پیچیده از قراین مفهومی می‌شود که عقلانیت را با اعمال و ویژگی‌های “مردانه” و بی عقلی را با ]خصوصیات[ “زنانه” مرتبط می کند.

زنان از آنجا که انسان هستند، عقلانی نیز می باشند. و از آنجا که مؤنث هستند، درون نظامی از سمبول ها کشیده شده اند که نمایانگر نواحی غیر عقلانی ذهن و طبیعت ناقص و کنترل نشده آن‌ها می باشد. توجه داشته باشید که این تقسیم بندی در مورد قابلیت ها و ویژگی ها، در واقعیت جدا کننده مردان از زنان نمی باشد. بلکه بیشتر برای جداسازی اموری که به عنوان ویژگی ها بشر / مذکر ستوده می‌شوند از سمبول ها و مفاهیم دیگر با برچسب “زنانگی” به کار می روند. در بعضی مواقع، با پیچیده تر شدن شرایط، منش هایی که بیشتر به جانب “زنانگی” میل می کنند از جانب فاعل مذکر مناسب و درخور تشخیص داده می‌شوند؛ این در مورد ارزش هایی است که با خلاقیت هنری و ذوق مرتبطند،‌ که به زودی به آن ها خواهیم پرداخت. از آنجا که ارجاع به حس و واژه های مربوط به جنسیت هر دو می توانند ابهام برانگیز باشند، فهم موارد استفاده آن ها همیشه محتاج توجه دقیقی به زمینه‌های تاریخی و اجتماعی شان می باشد

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است



برچسب‌ها :
, , , , , , , , , , , , , , , ,
ads

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *